حرکتی برای آزادی بهروز جاوید طهرانی
آ..سید حسین گرفتی ها !!!
چگونه بگویم
چگونه بگویم دوستت میدارم؟
هنگامی که عزای نیلوفرکان هر روزه را دیریست ، که
قناریان بازمانده این خسته خاک
از خراش گلو با سرودی آغشته به خونابه می سرایند،، و
تعفن حضور گرازان گرد دندان را
در گلستانه های نیمه خشکمان به نظاره نشسته اند ،، نازنینم
چگونه بگویم دوستت میدارم؟
ما هم اکنون مائیم ، ایستاده بر سرابچهِ قامتی تکیده درون
که سر انجام کارمان را با سیه پوشی روح بی روحمان
به تماشا آمده ایم
ای کاش طلوع بلورین عشق را پایانی نبود
چگونه بگویم؟
و به هنگامی که ایوانِ شکسته پیکر این خانه ، افسوس
جایگاه تاخت و تاز کفتاران جامه پوش شده است
و حوضک بیرنگِ حیاطِ هنوز مرمری اش
از رقص رنگین کمان ماهیان سرخ و سفید تهی ست ،، در این
غریب غیبت روشنایی روز
در این پیچاپیچ تیرهِ بیراههِ نا معلوم
که جنبنده ای از خانه به جایی و از جایی به خویش نمی رسد،، نازنینم
چگونه بگویم دوستت میدارم؟
ای کاش طلوع بلورین عشق را پایانی نبود
اما ، نازنینم ، اما
اما می خواهند که حتی واپسین ذره شعله عشق را
در زیر شکنجه و شلاق ، از آخرین دلهای هنوز زنده روح
زنده به گور سپارند
می خواهند احساس را پیش از تولد عشق ، در نطفه بسوزانند
می خواهند قامت نورانی عشق به انسان را ، به زنجیر تباهی کشیده و
بر دروازه های امید ما بیاویزند
چرا که خوب میدانند ، که مرگ عشق تولد نفرت است
چرا که خوب میدانند ، که ملتی بی عشق ، مجسمه ای متحرک بیش نیست
چرا که خوب میدانند ، که انسان بدون عشق ، انسانِ مردنی ست
می خواهند واپسین ذره عشق ما را ، نازنینم
در زیر شکنجه و شلاق ، در خفقان مطلق متعفن خویش
زنده به گور سپارند
می خواهند انسانها را به مجسمه های متحرک شبیه سازند و
تبسم ها را به سایه های بی روح
می خواهند احساس ما را پیش از تولد عشق
در نطفه بسوزانند
و من اما در همین هنگام شوم ، و من اما
در همین بیراهه نا معلوم
با خراش جان خویش عاشقانه می سرایم
می سرایم تک سرودی جاودان برای تو
که سرآغازش دوستت میدارم
و که پایانش هم
دوستت میدارم است
و پس از من تو به گلهای تن افسرده بگو
که چگونه در لجن زار حتی ، میتوان عاشق شد
و پس از من به خس و خاشاک این خانه بگو
که چگونه باید از نو روئید
و پس از من تو به گلهای گلستانه بگو
که چگونه باید از عشق نژادی زنده ساخت
که چگونه باید عاشقانه گفت: نا زنینم
دوستت میدارم
مسعود آذر - پاریس
شرایط وخیم بهروز جاوید تهرانی در زندان
بهروز جاوید طهرانی نزدیک به 6 ما ه است که در شرایط قرون وسطائی بسر می بردبنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج،زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی نزدیک به 6 ماه است که در بند 1 زندان گوهردشت تحت شکنجه های جسمی و شرایط طاقت فرسا قرار دارد.
8 مهر 1388 برابر با 30 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
؟؟؟؟؟؟؟؟
سپهبد نادر جهانبانی

جلویش نشستم، به سبب سکوت و خونسردیش کمی دستپاچه شدم، سوال کردم: شما؟! جهانبانی پاسخ داد: من تا آنجا که می دانم یعنی تا دیروز نادر جهانبانی افسر خلبان نیروی هوایی بوده ام. من خیلی خجالت کشیدم. با اینهمه دو سه دقیقه تلاش کردم به جهانبانی اطمینان بدهم که هرچه را عنوان کند خواهم نوشت. ژنرال نادر جهانبانی با آرامش گفت:اگر برای مردم چیزی نوشتید احساس خودتان را بنویسید ولی اگر قرار است نوشته های شما را دشمنان این مرز و بوم ببینند بنویسید نادر جهانبانی همه آنچه را که تا کنون انجام داده باعث افتخار خود می داند. این گفته به اغلب افسرانی که آنجا بودند قوت قلب داد و همه به نحوی با گفتن تیمسار درست می گویند و با تکان دادن سر حرفهای او را تصدیق کردند.
بیرون آمدم توی کوچه مستجاب و در میان مردمی که عرق ریزان هرکدام تفنگی در دست داشتند، یکی از ورزشکاران مشهور سرزمینمان را دیدم. خیلی آشفته بود اون نیز تفنگی در دست داشت و تا مرا دید به طرفم آمد و در گوشم گفت: تیمسار هم اینجا بود؟ گفتم: کدام تیمسار؟ اینجا خیلی از تیمسارها را آورده اند. تازه فهمیدم منظورش جهانبانی است . گفتم :بله و خیلی هم آرام و خونسرد دیدمش، مثل سنگ نه بهتر بگویم مثل عقاب در لحظه ای که دعوت زاغ را برای حیات جاودانه رد کرده است. حرفهایم را نفهمید و گفت: آمده ام اینجا اگر بشود یکطوری با چند تن از بچه های شهباز تیمسار را فرار بدهیم. گفتم امکان ندارد او حاضر به فرار شود. باید او را ببینی تا حرفم را باور کنی! او رفت تا وسیله فرار را فراهم سازد و من از مردم گریختم تا در خلوتی مشاهداتم را بنویسم. فردا وقتی بار دیگر در مدرسه رفاه دوست ورزشکارم را دیدم که تفتنگ در دست در مقابل اتاق زندانیان رژه می رود. با شتاب سراغش رفتیم که رفیق چه کردی؟ خیلی سوگوار و پراندوه نگاهم کرد و گفت: همه چیز را بخوبی فراهم کردم کار تمام بود، از راه دستشویی می خواستم تیمسار را با لباس آخوندی بیرون ببرم بخصوص که ریشش هم در آمده، ولی هرچه کردیم و هر چه التماسش کردیم حاضر نشد.گفتم: من که به تو گفته بودم، تیمسار حاضر به فرار نمی شود. دوست ورزشکارم با این همه هنوز قانع نشده بود.
پیش خود فکر کردم که آیا جهانبانی می خواست ادای سقراط را درآورد که شب مرگ با آنکه شاگردانش وسیله فرار او را فراهم کردند حاضر به گریختن نشد ، چون می گفت من باید بمیرم تا حقیقت زنده بماند.وضع او شبیه به "عقاب" خانلری بود در شعر"عقاب" که چون مرگ خویش را در پی زندگی کوتاه نزدیک می دید نزد زاغی رفت که ای زاغ راز طول عمر تو چیست؟ و زاغ او را به مردابی که در آن لجن و مردار انباشته بود برد و گفت اگر تو نیز از غذایی که من می خورم ، بخوری عمر طولانی خواهی داشت. عقاب که عمری در اوج فلک به سر برده و حیوانات را همه فرمانبر خویش دیده بود، نگاهی به زاغ کرد که ای بیچاره" گند و مردار، ترا ارزانی" که من از همین عمر کوتاهم که در فراز ابر و نور و سپیده بوده راضیم و مبادا روزی که بخواهم با ساعتی زیستن مثل تو در این گندآب یک روز بیشتر زندگی کنم. آنگاه عقاب پر می کشد" سوی بالا می شود و بالاتر می رفت" تا "راست با چرخ فلک همسر می شود"
نوبت که به تیمسار رسید تنها به دادگاه آمد. هنوز بلند بالا و آرام ، فقط ریشش بلندتر شده بود. خلخالی، ابوالفضل حکیمی، زواره ای، فاضل و طهماسبی اعضای دادگاه بودند و در جلسه دوم ربانی املشی و محمدی گیلانی نیز حاضر بودند. ادعا نامه ای که علیه او تنظیم شده بود آنقدر پوچ بود که حتی خود اعضای دادگاه نیز از درون بر بی اساسی آن اذعان داشتند.
از جایش برخواست و خیلی شمرده گفت: آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر بی اساس است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمی بینم اما چند دروغ بزرگ گفتید که همراه با اتهام زدن های شما نشان می دهد که حکم شما علیه من قبلا صادر شده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که فقط و فقط قصد ویرانی کشور من و ارتش سرزمین مرا دارید. پدر من جاسوس روس نبود، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خوانده، من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می کردم. حال شما چگونه به خود اجازه می دهید به من تهمت خیانت بزنید. شما از خود خجالت نمی کشید شما از مردم شرم نمی کنید؟ شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزشی و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماه های گذشته کوشیده ام، شرم نمی کنید؟ شما که هستید ؟ آیا کسانی را می شناسید که چون شما بر هر آنچه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟ آقایان من پنجاه یک سال به خوبی و نیکی زندگی کرده ام و قرارگاهم آسمان ها بود. پاسخی به شما ندارم ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب فعلی بیدار می شوند آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش می کشد.
جهانبانی همه این حرف ها را با همان خونسردی گفت که در روز 14 بهمن با من حرف زده بود، همین خونسردی باعث شد که تمام اعضای دادگاه از جمله خلخالی در جایشان میخکوب شوند و زبانشان بند بیاید. لحظاتی بعد ژنرال را بردند، نگاهی به حاضران کرد و با سر خداحافظی تلخی با من و نویسنده ای فرانسوی که از "لیبراسیون" آمده بود نمود.
وقتی سپهبد جهانبانی را برای محاکمه آوردند ، کاغذی بر گردنش انداختند تا جرمش را بنویسند ، اما او جرمی نداشت و کسی نیز نبود که شهادت دهد. پس چون نتوانسته بودند به وی جرمی نسبت دهند بر روی کاغذ سفید نوشتند: سپهبد نادر جهانبانی عامل فساد. این نوشته بدان جهت بر روی آن کاغذ سفید نقش بست که روح آزاده سپهبد را در هم بشکنند اما روح جهانبانی همانند عقابی در آسمان به ملکوت پیوست.
اجازه بدهید که تنها به ۲ نمونه از شاهکارهای این روان شاد اشاره کنم:
در زمان فرمانروايي " حسن البكر " حاكم وقت عراق اختلافات مرزي با دولت ايران به وجود مي آيد. طرفين در آماده باش كامل به سر مي برند. در اون هنگام جت هاي جنگنده ايران مرتب در خط مرزي به گشت زني مي پردازند. در يكي از روزهايي كه ژنرال نادر جهانباني مشغول گشت زني بود به ناگاه توسط پنج جت جنگنده ارتش عراق محاصره مي شود. در اين گونه شرايط خلبان چاره اي جز تسليم ندارد. چون چهار فروند هواپيماي متخاصم از چهار طرف شكاري ايران رو محاصره كرده و يك فروند هم از جلو در حركت است تا راه را نشون دهد . تيمسار خيلي خونسرد به همراه شكاري هاي دشمن راهي عراق مي شود. با نزديك شدن به منظقه فرودگاه ، هواپيماي جلويي به زمين مي نشيند... چهانباني دور موتور را كم مي كند و بعد از دقايقي چرخ هاي هواپيما رو هم پائين مي آورد... خلبانان دشمن وقتي وضعيت جت جنگنده ايراني رو مي بينند كه در حال فرود است، هر يك به سمتي رفته تا جت جنگنده ايراني به زمين بشيند. تيمسار آروم آروم به سمت باند فرود دشمن نزديك و نزديك تر مي شود. سرعت هر لحظه كم تر مي گردد. تا جايي كه از اون بالا شكاري هاي عراقي مي بينند كه هواپيما سر باند و در حال فرود است.... اما به محض اين كه چرخ هواپيما سطح باند رو لمس مي نمايد.... ژنرال چشم آبي با فشار آوردن مجدد بر دسته گاز ، به صورت وارو از زمين كنده مي شود و با استفاده از نيروي كمكي پس سوز ، همان طور در حالت پشت هواپيما به سمت زمين و چرخ ها رو به آسمان ، با سرعت سرسام آوري از منطقه دور مي شود... هواپيماهاي عراقي كه سرعت خود را كم كرده بودند و براي فرود آمده مي شدند تا به خود آمده و بر سرعت خود افزودند، هواپيما در خاك ايران بود.
يك روز يك فروند فانتوم نيروي هوايي كه براي گشت زني رفته بود. وقتي به حوالي آسمان شهر ساوه مي رسد دچار نقص فني گشته و كنترل هواپيما نا ممكن مي گردد. اين رو هم بگم كه اكثر خلبانان به خاطر تعلق خاطري كه به پرنده آهنين خويش دارند، علي رغم تآكيد قانون مبني بر پرش به وسيله چتر نجات، آن ها تا آخرين ثانيه ها سعي در كنترل آن دارند. ما در همين جنگ با عراق خيلي از بهترين خلبان ها را به خاطر اين مسئله از دست داديم. و آن ها موفق به پرش به موقع نشدند . همون طور كه مي دانيد اگه ارتفاع يك فروند شكاري خيلي به زمين نزديك بشه ، عملكرد چتر نجات قطعي نيست. و ممكنه به سمت زمين راكب خود را بكوبد . به هرحال آن روز هم آن افسر خلبان نهايت سعي خود رو کرد و هواپيماي فانتوم خود رو در جاده ساوه به زمين مي نشاند...با فرود اضطراري هواپيما در جاده كه با دشواري خاصي هم همراه بود. اون هم هواپيماي شكاري كه در باند آسفالت طولاني با چتري كه از عقب هواپيما باز مي شود به زحمت مي نشيند. چه برسه به جاده پر چاله و چوله اون زمان كه ماشين ها و كاميون ها هم در حال عبور بودند!! كلي مستشار امريكايي به همراه مسئولين نيروي هوايي و متخصصان مربوطه مثل مور و ملخ مي ريزند اون جا. هر كس يك نظري مي دهد. آخرين نظر كارشناسي چنين بود كه شكاري فوق با جدا نمودن بال هايش آن را سوار تريلي كرده و جهت تعمير به مهرآباد ببرند. وقتي موضوع به گوش جهانباني مي رسد. خود به منطقه رفته و از نزديك آن جا رو بررسي مي نمايد. و سپس اظهار مي دارد هواپيما رو همين جا تعمير نمائيد خودم با آن به سوي تهران پرواز مي كنم. مستشاران امريكايي با دليل و مدرك ثابت مي كنند كه اين پرواز امكان پذير نيست. زيرا با موانعي كه در سر راه است امكان بلند شدن در حد صفر است. حتي پا را فراتر گذاشته و با قاطعيت مي گويند تنها يك در صد اين امكان وجود دارد و نود و نه درصد شكاري به ساختمان برخورد مي نمايد. مي دونيد كه امريكايي ها خيلي دقيق هستند. و چه بسا بارها اون فاصله هواپيما رو تا ساختمون مورد نظر متر كرده بودند. جواب جهانباني به امريكايي ها ، اونا رو واقعآ شوكه مي كنه. ژنرال مي گويد اگه يك درصد امكان پذير باشه من با همون يك درصد بلند مي شوم. در نهايت بعد از چند روز تلاش متخصصان نيروي هوايي روز موعود فرا مي رسه. تيمسار پشت كابين اف - ۴ اي نشسته و موتور هاي آن رو روشن مي نمايد. نفس تو سينه همگان حبس شده بود. همه يقين داشتند كه شكاري به ساختمان بر خورد خواهد نمود. حتي خوش بينانه ترين متخصصان هم چنين برداشتي داشتند. ژنرال با خونسردي درپوش كابين را مي بندد. با اشاره دست او موانع چوبي از زير چرخ هاي هواپيما برداشته مي شود و در حالي كه لبخند به لب داشت با جلو بردن دسته گاز حداكثر نيرو را به موتور ها وارد مي كند. صداي غرش موتورهاي جت جنگنده تا كيلومتر ها شنيده مي شود. و در يك آن با آزاد كردن ترمز ها هواپيما در جاده به راه مي افتد... با هر تكان هواپيما، آگاهان منتظر وقوع فاجعه اي مي شوند و عاقبت هواپيما در نزديكي ساختمان از زمين كنده مي شود... به گفته شاهدان تيمسار ميلي متري از روي ساختمان مرگ، پرنده رو به آسمان مي برد. و دقايقي بعد به ارابه هاي فرود، اجازه لمس باند مهر آباد رو مي دهد...
این چنین ژنرالی را در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر با حکم صادق خلخالی تیرباران کردند. کمالی یکی از تفنگ چی های خلخالی بعدها برایمان گفت: تیمسار جهانبانی اجازه نداده بود چشمش را ببندند چون که می خواست شاهد پرواز گلوله ها باشد.


درود بی پایان باد بر همه مردان مردی که به زخم نامردی از پای در آمدند ولی حسرت ذلت پذیری را بر دل زبونان ابدی تاریخ گذاشتند...برگرفته از:
تارنمای بهروز مدرسی (خلبان اسبق نیروی هوایی) / تارنمای ویکیپدیا
تارنمای مینای کرمان / تارنمای امید / تارنمای راه راستی
درس خواجه
'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمان به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان مي شمرد
نگذاريم اسلاميست ها رنگمان کنند، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا
آنجا که ـ در قسمت ششم مطلبی که در توضيح فعاليت سياسی اخيرش منتشر می کند ـ نوشته است: «در آمريکا احزاب دموکرات و جمهوری خواه، نماد های خاص خود را دارند. اين مقتضای دموکراسی است. حال [می توان] در عالم خيال يک صحنه را به تصوير کشيد. حزب دموکرات اجلاس حزبی برگزار کرده است. افراد حزب جمهوری خواه به اجلاس وارد می شوند و پارچه های نماد حزب خود را در اجلاس دموکرات ها بالا می برند. دموکرات ها به آنها می گويند اين اجلاس ماست، شما چرا پارچه ای را که نماد حزب شماست، در اجلاس ما بالا برده ايد؟»آقای گنجی اين مطلب را برای ايجاد تشبيهی بيان کنندهء نظر خود در مورد شرکت «غريبه ها» در اعتصاب غذای نيويورک آورده و، بدينسان، تصميم آگاهانهء خود به «خودی و غير خودی» کردن حاضر شدگان در نيويورک، اما تظاهر به «دعوت عام برای عمل مشترک»، را در اين پاراگراف کاملاً آشکار کرده اند و در واقع همان فرمان آقای مهندس موسوی را تکرار کرده اند که «سبزها صفوف خود را جدا کنند!»؛ ما يک حزبيم و شما حزبی ديگر؛ کبوتر با کبوتر، باز با باز... در اين تشبيه، «سبزها» (که گويا نمايندگی اختصاصی تظاهر کنندگان داخل کشور را دارند) يک «نهاد سياسی» همچون يکی از احزاب آمريکا هستند، با مفروضی معين (جمهوری اسلامی اصلاح پذير و دموکرات شونده است)، هدفی معين (دموکراتيزه کردن تدريجی جمهوری اسلامی)، با شعارهای معين (يک يا حسين تا مير حسين؛ رأی من چه شد؛ زندانيان سياسی را ـ که به گفتهء آقای گنجی و پوسترهای اعتصاب غذا، آقای حجاريان نمادشان هستند ـ آزاد کنيد، و خامنه ای و احمدی نژاد عليه بشريت جنايت کرده اند) و نيز پرچمی معين (پرچم سبزی که آقای موسوی آن را نشانهء خاندان عترت و عصمت خوانده اند) و رهبری معين (که همان آقای موسوی باشند). حالا آن رفيق شمال کاليفرنيای من، از منی که نه وجود چنين حزبی را باور می کنم و نه هيچ کدام از اين مفروضات و اهداف و شعارها و رهبری را قبول دارم، می پرسد که چرا به نيويورک نرفته ام تا از آقای گنجی بشنوم که «شما عضو حزب ما نيستيد»؟
انتشار نامه خصوصی مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی پس از 10روز در خصوص گزارش موثق نیروهای متمایل به کروبی مبنی بر تجاوز به بازداشت شدگان دختر و پسر
هم میهنان نازنینم
قبل از اینکه این خبر را بخوانید باید به یک موضوع اشاره ای داشته باشم.
ابتدا مایل نبودم این خبر را در وبلاگ قرار دهم ولی از آنجاییکه کم و بیش در خیلی از وبلاگها و وبسایدها قرار گرفته و در این مورد نیز بحث میشود ، لذا منهم در وبلاگ قرار میدهم.
هوشیار باشید ، ممکن است این خبر تأیید نشده تنها به صورت یک شایعه در دهان ها قرار داده شده تا جوانان را از حضور در تظاهرات منع کنند. اینکه این رژیم وحشی ست ، همه میدانیم! ولی اگر تظاهرات میلیونی باشند ، میتوان از دستگیری ها جلوگیری کرد. دیر یا زود این رژیم رفتنی ست زیرا ترس مردم ریخته شده و نباید اجازه داد که با اینگونه خبرها دوباره وحشت به دلها بیفکنند.
شهریار - آخن
انتشار نامه خصوصی مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی پس از 10روز در خصوص گزارش موثق نیروهای متمایل به کروبی مبنی بر تجاوز به بازداشت شدگان دختر و پسر
نقش دگر خاک وطن چیست بگو
هر مرز پر از گوهر و زر نیست وطن......هر خــــاک نشسته در هنر نیست وطن
چند نمونه از رباعیات مسعود آذر
آقای گنجی ! دروغ چرا ؟
چند روزی است به بهانه پشتیبانی از رستاخیز مردم ایران ، در مقابل ساختمان سازمان ملل در شهر نیویورک آمریکا تجمعی برگزار می شود . این تجمع که با سر و صدای فراوان ، مردم را به شرکت در آن فراخوانده اند ، از سوی « اکبر گنجی » ترتیب داده شده است و کسانی مانند چند خواننده و هنرپیشه صاحب نام ایرانی و شماری از ایرانیانی که در همه سی سال گذشته ، نامشان را در میان لابی های رژیم ننگین اسلامی می دیدیم ، مورد حمایت قرار گرفته است . در اینجا کاری به نام های افراد معلوم الحالی نداریم که خود را در صف نخست تدارک دهندگان این سری از گردهمایی ها جای داده اند . فرض هم می کنیم که قصدشان همچنان زنده نگاه داشتن جمهوری اسلامی نیست ( چه فرض محالی ! ) و این خیال را هم از خود دور می کنیم که باز هم می خواهند با راه اندازی این قبیل تجمعات پر حرف و حدیث ، جنبش مردم ایران را آنگونه تبلیغ کنند که « نه سیخ بسوزد و نه کباب » .
کنترل اعضای فیس بوک توسط دولت ایران
در این هفته توسط سه ایرانی مقیم امریکا و اروپا از مطلبی آگاه شدم که وظیفه خود میدانم برایتان بازگو کرده و از کسانیکه به ایران مسافرت و یا از ایران خارج میشوند تقاضا کنم، برای عضویت در فیس بوک از نام و نام فامیل واقعی خود استفاده نکنند.
دوست نازنینی گزارش میداد که اول تابستان به ایران مسافرت کرده و در فرودگاه وقتی پاسپورت او را کنترل کرده اند از وی پرسیده شده که آیا عضو فیس بوک است؟ این دوست برای احتیاط گفته نه! وی را بازداشت کرده به اطاقی برده اند و نام و عکس او را در فیس بوک نشانش داده ، از او خواسته اند که رمز ورودش را به آنها بگوید. وقتی از این امر خودداری کرده با رکیک ترین الفاظ به او پرخاش شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته. البته این هم میهن میگفت مشت ها را طوری ماهرانه میزدند که مبادا در اثر کبودی مدرکی بدستش دهند.
سپس با تهدید و توهین و کتک وی را ناچار به اعلام رمز عبور کرده و همه فعالیتها و اسامی دوستانش را پیدا کرده و او را به بازداشتگاه برده اند. خانواده او موفق شدند وی را با وثیقه صد ملیون تومانی از زندان بیرون بیاورند و او از طریق ترکیه از ایران خارج شده. از آنجاییکه وثیقه این هم میهن را پدر و دایی اش د اده اند و در صورت اعتراض و افشا به نام او این مبلغ از میان خواهد رفت لذا خواهش کرد که نامی از او برده نشود.
منهم از آنجاییکه این مطلب را از سه شخصی که هیچ رابطه و آشنایی با یکدیگر ندارند بصورت گزارش شنیدم ، وظیفه خود میدانم به هم میهنانی که رفت و آمد به ایران دارند خبر داده و از آنها بخواهم که بیشتر احتیاط کنند.
واقعأ که این رژیم اسلامی هیچ مرزی در بی شرمی و جنایت نمیشناسد.
اگر کسانی در این رابطه تجربه بد داشته اند و یا منبع خبری قابل اعتمادی را میشناسند درخواست میکنم اینگونه خبرها را به اطلاع رسانه های گروهی و بقیه سایتها و وبلاگها نیز برسانند.
شهریار - آخن
نام و مشخصات برخي از جان باختگان خرداد و تير 88
لطفا، اگر اطلاعات بيشتري داريد، برای من ارسال كنيد تا ليست كاملي از ياران به شهادت رسيده، تهيه شود.
زنده يادان:
۱- محمد حسین برزگر ۲۵ ساله دیپلم شغل آزاد به دلیل اصابت گلوله به سر در تاریخ چهارشنبه ۲۷ خرداد در میدان هفت تیر به شهادت رسید و در یکشنبه ۳۱ خرداد در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شد.
۲- سید رضا طباطبایی ۳۰ ساله لیسانس حسابداری ، کارمند به دلیل اصابت گلوله به سر در ۳۰ خرداد در خیابان آذربایجان به شهادت رسید و چهارشنبه ۳تیر در قطعه ۲۵۹ به خاک سپرده شد.
۳- ایمان هاشمی ۲۷ ساله شغل آزاد به دلیل اصابت گلوله به چشم شنبه ۳۰ خرداد در خیابان آزادی به شهادت رسید و چهارشنبه ۳ تیر در قطعه ۲۵۹ به خاک سپرده شد.
۴- پریسا کلی ۲۵ ساله فارغ التحصیل رشته ادبیات به دلیل اصابت گلوله به گردن در یکشنبه ۳۱ خرداد در بلوار کشاورز به شهادت رسید و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۵۹ به خاک سپرده شد.
۵- محسن حدادی ۲۴ ساله طراح برنامه های کامپیوتری شنبه ۳۰ خرداد به دلیل اصابت گلوله بر پیشانی در خیابان نصرت به شهادت رسید و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۶۲ به خاک سپرده شد.
۶- محمد نیکزادی ۲۲ ساله فارغ التحصیل عمران در سه شنبه ۲۶ خرداد به دلیل اصابت گلوله به سینه در میدان ونک به شهادت رسید و شنبه ۳۰ خرداد در قطعه ۲۵۷ به خاک سپرده شد.
۷- علی شاهدی ۲۴ ساله بعد از دستگیری و انتقال به کلانتری در تهرانپارس یکشنبه ۳۱ خرداد به دلایل نامعلوم در کلانتری به شهادت رسید پزشکی قانونی علت مرگ وی را نامشخص اعلام کرده اما خانواده وی معتقدند به علت ضربات باتوم در کلانتری به شهادت رسیده وی ۴ تیردر قطعه ۲۵۷ به خاک سپرده شد.
۸ - واحد اکبری ۳۴ ساله شغل آزاد و متاهل دارای یک دختر ۳ ساله در شنبه ۳۰ خرداد به دلیل اصابت گلوله به پهلو در خیابان ونک به شهادت رسید و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۶۱ به خاک سپرده شد.
۹- ابوالفضل عبدالهی ۲۱ ساله فوق دیپلم برق ۳۰ خرداد در مقابل دانشگاه صنعتی شریف به دلیل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسید و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۴۸ به خاک سپرده شد.
۱۰ - سالار طهماسبی ۲۷ ساله دانشجوی کارشناسی مدیریت بازرگانی رشت شنبه ۳۰ خرداد در خیابان جمهوری به دلیل اصابت گلوله به پیشانی به شهادت رسید ودوشنبه ۲ تیر در قطعه ۲۵۴ به خاک سپرده شد.
۱۱ - فهیمه سلحشور ۲۵ ساله دیپلم یکشنبه ۲۴ خرداد به دلیل اصابت باتوم به سر و خونریزی داخلی در میدان ولی عصر بعد از انتقال به بیمارستان در تاریخ ۲۵ خرداد به شهادت رسید و ۲۷ خرداد در قطعه ۲۶۶ به خاک سپرده شد.
۱۲- وحید رضا طباطبایی ۲۹ ساله لیسانس زبان انگلیسی چهارشنبه ۳ تیر در بهارستان به دلیل اصابت گلوله به سر به شهادت رسید و ۶ تیر در قطعه ۳۰۸ به خاک سپرده شد.
13- مهدی کرمی شهادت: دوشنبه 25 خرداد، جنت آباد
14- مصطفی غنیان
دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهرانشهادت شب دوشنبه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه تهرانمحل دفن: مشهد15- مبینا احترامی شهادت شب دوشنبه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه تهران
16- فاطمه براتی شهادت شب دوشنبه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه تهران
17- کسری شرفی شهادت شب دوشنبه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه تهران
18- کامبیز شعاعی شهادت شب دوشنبه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه تهران
19- محسن ایمانی شهادت شب دوشنبه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه تهران
20- رجب پور(دختر) شهادت روبروي پايگاه بسيج گردان 117 عاشورا
21- رجب پور (مادر) شهادت روبروي پايگاه بسيج گردان 117 عاشورا
22- محمد ... (۱۲ ساله)
24- ناصر امین نژاد
25- ندا آقا سلطان 27 ساله، دانش آموختهي رشتهي فلسفه
محل شهادت: خیابان کارگر، تقاطع خسروی و شهید صالحی، ساعت 7:20 مورخ سی خرداد
آرامگاه: بهشت زهرا قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲

26- اشکان سهرابی
27- بهمن جنابی
28- شلر خضری
29- کیانوش آسا
دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی دانشگاه علم و صنعت
30- امیر کویری
فارغ التحصیل از دبیرستان تطبیقی تهران
3۱- فرزاد هشتی
مصاحبه آنیتا و بهاره مرادی با روزنامه آلمانی
فریدبرگ / باد نویهایم
قریب به دو هفته است که اپوزان در ایران به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعتراض میکند ، اکثرأ جوانان هستند که به خیابانها رفته و با حکومتگران مقابله میکنند. ارزیابی ایرانیانی که در آلمان زندگی میکنند چیست و چه احساسی در رابطه با اتفاقات اخیر زادگاهشان دارند؟
(Foto: Ahlers) آنیتا مرادی(چپ) و دخترش بهاره تلاش میکنند که از آلمان حرکت معترضانه مردم ایران را حمایت کنند.آنیتا مرادی که با خانواده اش در «فریدبرگ» زندگی میکند ، علارقم همه شرایط بد ارتباطی ، تماس خود را از طریق ایمیل با داخل ایران حفظ کرده و خبر میدهد که ارتباط با تلفن و تلفن همراه بسیار مشکل شده. وی هر روز صبح با سیلی از ایمیلها از داخل کشور مواجه است تا از اینراه بتواند دنیای خارج از ایران را از رویدادهای داخل کشور مطلع سازد.
او از اوباش رژیم خبر میدهد که با حمله به خانه های مردم ، کامپیوترها و بشقابهای ماهواره را از پنجره به خیابان پرتاب میکنند تا ارتباط مردم را با دنیای خارج قطع کنند. با اینحال مردم این محدودیت ها را دور زده و راه هایی پیدا میکنند تا اطلاعات بدست آورده و خود نیز اطلاع رسانی کنند ، در حالیکه رسانه های داخل کشور در رابطه با جریانات داخلی سکوت اختیار کرده اند.
برای آنیتا مرادی خاطرات سی سال پیش زنده میشوند ، وقتی شاه از تخت طاووس پایین کشیده شد. پس از این اتفاق ، او در صف مخالفین رژیم قرار گرفت و با پوست و خون خود فشارها و اقدامات رژیم را لمس کرد. او با این وجود که در طی این سالها بسیاری از نزدیکانش را از دست داده ولی امید خود را برای رسیدن به یک ایران دمکراتیک از دست نداده.
او در سن بیست و دوسالگی به همراه همسرش بعنوان پناهنده سیاسی به آلمان آمدند و مدتهاست که تابعیت کشور آلمان را نیز دارند. دخترش بهاره به سختی خاطرات ایران را به یاد میاورد اما مایل است که از این جنبش به صورت شرکت در تظاهرات حمایت کند . بهاره میگوید : من به آلمانی فکر میکنم و خواب میبینم ، اما ریشه ام در ایران است.
حرکت حساب شده مهره شطرنج توسط رژیم
مهتاب – ل (این نام توسط روزنامه تغییر داده شده) که در تظاهرات دوران شاه علارقم باردار بودن شرکت داشته میگوید : احساس مسخره ای در رابطه با نتیجه انتخابات داشتم. او میگوید تأیید غیر منتظره رییس دولت ، محمود احمدی نژاد حرکتی حساب شده از جانب رژیم بود تا مردم را تحریک به تظاهرات کرده و بتوانند از این طریق مخالفان را شناسایی و دستگیر کنند.
او با شوهرش که بعنوان پزشک مشغول کار است و در ایران نتوانست ادامه تحصیل دهد به بهانه مسافرت دانشجویی به آلمان آمده ، ابتدا به «برلین» ، «گیسن» و عاقبت به حومه «وِتراو» نقل مکان کرده و زندگی جدیدی بنا کردند. یک زندگی خانوادگی ، شغل و مهمتر از همه ، آزادی شخصی که در ایران برایشان به اینصورت امکان پذیر نیست.
او نیز مانند آنیتا مرادی طعم شکنجه های جسمی و روحی را چشیده و به خوبی آگاه است که چه مشکلات روحی گریبان جوانان را پس از اینگونه تجربیات میگیرند. وی میگوید : در همه این سالها اعتراضات وجود داشته ولی نه به اندازه و شدت امروز. به عقیده او اعتراضات گسترده امروز بدلیل خشم و نا امیدی سی سال گذشته است که محتاج یک جرقه بوده (نیاز به یک فتیله داشته). جوانان میبینند که در دنیا چه خبر است. آنها به اینترنت رجوع کرده و بقیه انسانها را با خود مقایسه میکنند ، فشارها و تبعیض ها را میبینند و به عقیده او « بیدار » هستند و شدیدأ خواهان تغییرات.
او ادامه میدهد : اینبار آرزوی دستیابی به یک قهرمان جدید نیست ، مثل آنزمان که آیت الله خمینی را سرلوحه مبارزات خود کرده بودند ، چیزی که امروز آنها را به حرکت وا میدارد آرزوی رسیدن به آزادیست.
این واقعیت ، که بانوان بصورت گسترده ای در تظاهرات حضور دارند ، نشانگر آن است که آنها (بانوان ایرانی) با وجود همه اقدامات ضد بشری حکومت ، اعتماد به نفسی بسیار قوی پیدا کرده اند.
آنیتا مرادی میگوید : جوانان امروز در اینترنت مشاهده گر دمکراسی هستند و اضافه میکند که بازنده انتخابات رییس جمهوری ، میر حسین موسوی در نگاه تظاهر کنندگان پلی ست برای عبور از رژیم.
دخترش بهاره میگوید : صحبت های موسوی به خواسته های مردم نزدیکتر است. خواست تظاهرکنندگان رسیدن به دیدگاه سیاسی بخصوصی نیست بلکه رسیدن به دمکراسی و آزادی های فردیست که میخواهند قدم به قدم به آن برسند.
در آلمان هم تظاهراتی برگزار میشوند که اغلب توام با پوشاندن صورتها و استفاده از عینکهای آفتابی از سوی تظاهر کنندگان است تا شناسایی نشوند. آیا این اقدام امنیتی بیهوده نیست؟
مهتاب – ل میگوید : نه ، او از بسیاری ایرنیان مهاجر شنیده است که هنگام ورود به خاک ایران برایشان مشکل ایجاد شده و حتی دستگیر شده اند و همین نشانگر تحت نظر بودن ایرانیان خارج از کشور میباشد. داشتن تابعیت آلمان نیز برای آنها گارانتی نیست و نمیتواند از آنها محافظت کند : دولت ایران خروج از تابعیت شهروندانش را نمی پذیرد و اگر کسی در ایران مشکلی پیدا کند به چنگ حکومتگران گرفتار خواهد بود.
به گفته مهتاب – ل ، دخترش حدس میزند که یکی از همکلاسیانش در دانشگاه، که با روسری به کلاس ها میاید جاسوس رژیم باشد. البته شک او بیهوده نیست ، زیرا وی با این خانم و خانواده اش و روش زندگی آنها را از دوران دبیرستان آشنایی دارد.
آنیتا مرادی میگوید : « من هیچگاه خود را پنهان نکرده ام » و به همین دلیل هم در تظاهرات بدون نقاب و عینک شرکت میکند و با گرفتن عکس از او و دخترش و استفاده از نام واقعی شان نیز مخالفتی ندارد.
مصاحبه شوندگان میگویند که نمیدانند موقعیت کنونی ایران چه نتیجه ای خواهد داشت ، با این وجود مهتاب – ل آینده را تیره میبیند. زمانیکه او خود جزو تظاهرکنندگان جوان بوده ، شاهد مصاحبه های ساختگی تلویزیونی دستگیر شدگان و رهبران اپوزان بوده که چگونه از عقیده خود فاصله گرفته و اقرار به اشتباهات خود کرده و خواهان بخشش از سوی دولتمردان بوده اند. وی انتظار دیدن چنین صحنه هایی را در هفته های آینده دارد و امید ندارد که اینبار به گونه ای دیگر باشد.
مهتاب – ل میگوید که قصد داشته اواسط ماه جولای پس از چهار سال دوری با خانواده اش به ایران بروند ولی معلوم نیست که آیا این سفر انجام گیرد یا نه.
فراوکه آالرز(Frauke Ahlers)
ترس ، ناگهان
این ترسی ست که ناگهان میاید ، وقتی در حین تلاش برای تماس با مخاطبی در ایران ، یک موزیک نا آشنا و غریب در گوشت طنین می افکند ، تماس برای مدتی با سکوت همراه میشود و عاقبت صدایی غریب به زبان انگلیسی شکسته میگوید : شماره ای که گرفته اید اشتباه است.
ترس ، یک احساس بد در حوالی معده ، زیرا به خوبی میدانی که شماره ای که گرفته ای درست است و از خودت میپرسی که چه اتفاقی برای آن شخص افتاده که تقریبأ دو هفته پیش برای دیدن خانواده اش به ایران سفر کرده ، بدون آنکه بداند چنین اتفاقاتی پس از انتخابات رخ میدهد. او بیست و پنج سال است در آلمان زندگی میکند و دارای تابعیت آلمان نیز هست ولی این امر برای حاکمان ایران ، زمانیکه صاحبان زورحمله ور میشوند اهمیتی ندارد.
و ترس از خود و رفتار خود. که پس از تلاش نا موفق برای تماس با تلفن دستی به فکر فرو میروی ، آیا دوباره برای تماس گرفتن تلاش کنی یا نه ، آیا ممکن است کسی را که میخواهی با او تماس بگیری به دردسر بیندازی ، به درد سر و مشکلی که احتملأ در گیر آنهم شده.
ترس از سست شدن ناگهانی اعتقادات شخصی خود از دمکراسی. بارها از خود پرسیده ای که چگونه دیکتاتوری هیتلر امکان پذیر بوده و به چه دلیل فقط عده ای معدود دهان به مخالفت گشودند.
زمانیکه در امنیت هستی ابراز عقیده شخصی بسی ساده است.
باید مقابل طرف های صحبتم (آنیتا مرادی ، بهاره و مهتاب – ل) به احترام ، کلاه از سر بردارم که به من توصیه میکنند دوباره تلاش کنم تا تماس برقرار شود ، آنها اشاره میکنندکه بسیار زیاد شاهد اینگونه مسایل بوده اند.
آنیتا مرادی میگوید که او تنها یک جان دارد (یکبار زنده است) اما با چشمان باز مبارزه میکند. او برای آرزوی خود که همانا آزادی و دمکراسی برای هم میهنانش است مبارزه میکند و با گفتارش امنیت مرا به من باز میگرداند. (مرا در ننوی امنیت فرار میدهد)
فراوکه آالرز(Frauke Ahlers)
نامه ای که آنیتا مرادی پس از درج مصاحبه در روزنامه به آنها ارسال کرده
آزادی و دمکراسی برای ایران
ابتدا میخواهم از توجه جهانی به اتفاقات کنونی ایران سپاسگزاری کنم. مقاومت ایرانیان بر علیه انتخاب مجدد رییس دولت ، محمود احمدی نژاد و رفتار خشن علیه تظاهرکنندگان در همه رسانه های گروهی جهان دیده میشود. طبیعی ست که من بلافاصله حاضر شدم عقیده ام را در رابطه با این وقایع ابراز کنم. بسیار قابل اهمیت است که دنیا چشمانش را نبندد. من از شما در خواست میکنم که از بیداریتان نکاهید. همه باید درک کنند که تنها هوشیاری و استقامت دنیا میتواند از مردم ایران حمایت کند.
آنگونه که در مقاله شنبه اشاره کردم ، از سن شانزده سالگی یعنی سی سال است که من این استقامت را ثابت کرده ام.
به اشتباه در مقاله مذکور چنین به نظر میرسید که منهم جزو تظاهر کنندگان علیه شاه بوده ام. اما این واقعیت ندارد. من به خیابان میرفتم تا علیه یک حکومت اسلامی اعتراض کنم.
من به آرزوی خود برای رسیدن به یک ایران دمکراتیک دست نیافته ام و سی سال است برای جدایی دین از حکومت مبارزه میکنم و اگر نیاز باشد حد اقل سی سال دیگر نیز به مبارزه ام ادامه میدهم و امیدوارم روزی بتوانم به کشورم باز گردم (کشورم را دوباره ببینم).
انقلابی که آغاز شده و امیدوارم ادامه پیدا کند ، قادر نیست از امروز به فردا تغییراتی ایجاد کند. باید صبر داشت ، هفته ها ، ماه ها و شاید سالها.
دلیل اینکه بعضی از اعضای اپوزان اعتراض خود را در رابطه با تقلب در انتخابات پس میگیرند برای من روشن است : بسیجی ها (ارتش احمدی نژاد) که قدرتی بسیار زیاد دارند ، بشدت به مقابله با مخالفین رژیم پرداخته اند. دستگیری ها ، باجگیری ها و قتل ها جزء کارهای روزمره آنان است.
انسانهای با شهامتی که علارقم این خشونت ها ، روز به روز جان خود را به خطر انداخته و به خیابانها میروند ، لایق حمایت هستند ، بدینگونه که خبرگذاری ها به اخبارشان در این رابطه ادامه دهند.
با آرزوی آزادی و دمکراسی برای ایران .
آنیتا مرادی
ترجمه از آلمانی به فارسی
(شهریار- آحن)
Übersicht Städte und Gemeinden Kinoprogramm Veranstaltungen Leserbriefe WZ-Serie
Nachrichten Web
Sie sind hier: Startseite » Lokales » Städte und Gemeinden » Bad Nauheim »
»Der Wunsch nach Freiheit« treibt sie um
Artikel vom 29.06.2009 - 12.43 Uhr
Drucken Versenden
»Der Wunsch nach Freiheit« treibt sie um
Friedberg/Bad Nauheim. Seit fast zwei Wochen protestiert im Iran die Opposition gegen den Ausgang der Präsidentenwahl, vorwiegend jungen Leute sind es, die auf die Straße gehen und die Konfrontation mit der herrschenden Macht suchen. Wie beurteilen Iraner, die in Deutschland leben, die Situation in ihrem Geburtsland, was empfinden sie angesichts der Unruhen dort?
Anita Moradi (links) und ihre Tochter Bahareh versuchen von Deutschland aus, die Protestbewegung im Iran zu unterstützen. (Foto: Ahlers)Anita Moradi, die mit ihrer Familie in Friedberg wohnt, hält trotzt schwieriger Bedingungen den Kontakt mit den Widerständlern im Iran, berichtet von der Schwierigkeit, per Handy oder Telefon miteinander zu sprechen und der Flut von E-Mails, die jeden Morgen bei ihr eingehen, damit sie der Welt jenseits des Iran Informationen weitergeben kann. Berichtet von der Gewalt des Staates, der seine Schergen in Privatwohnungen eindringen lässt, damit diese Computer und Satellitenempfänger durchs Fenster auf die Straße befördern, um die Verbindung zur Außenwelt zu kappen. Und während im Ausland dennoch Informationen kursieren, weil die Menschen immer wieder Wege finden, die Hindernisse zu umschiffen, schweigen die iranischen Medien über das, was sich vor der eigenen Haustür abspielt.Erinnerungen an eine Zeit vor rund 30 Jahren steigen in Anita Moradi auf, als der Schah vom Pfauenthron gestoßen wurde. Danach stand sie in den Reihen der Demonstranten gegen die Regierung, erlebte hautnah mit, wie es ist, wenn die Staatsmacht Druck ausübt und tätlich wird. Eine Reihe nahe stehender Menschen hat sie in den vergangenen Jahren aufgrund der Zustände im Iran verloren, aber die Vision von einem Iran als demokratisches Land hat sie nicht aufgegeben. Mit 22 Jahren gelangten sie und ihr Mann als politische Flüchtlinge nach Deutschland, haben seit langem die deutsche Staatsbürgerschaft. Ihre Tochter Bahareh hat nur noch vage Erinnerungen an den Iran, doch möchte sie die Protestbewegung ebenfalls unterstützen, indem sie in Deutschland mit ihrer Mutter Demonstrationen besucht: »Ich denke und träume auf Deutsch, aber meine Wurzeln sind im Iran.«»Bewusster Schachzug des Regimes«Mit einem »komischen Gefühl« habe sie das Wahlergebnis zur Kenntnis genommen, erzählt Mahtab L. (Name von der Redaktion geändert), die ebenfalls die Zeit des Schahumsturzes als Demonstrantin miterlebt hat und hochschwanger mitgelaufen ist. Die unerwartet deutliche Bestätigung für Amtsinhaber Mahmud Ahmadinedschad hält sie für einen bewussten Schachzug des Regimes, Demonstrationen zu provozieren, um die Protestler dabei umso besser abgreifen zu können. Mit ihrem Mann, der heute als Arzt arbeitet, im Iran sein Studium aber nicht beenden durfte, gelangte sie - offiziell als Studienreisende unterwegs - nach Deutschland, nach Berlin, nach Gießen und zuletzt in den Wetteraukreis, wo sie sich ein neues Leben aufbauten. Ein Leben mit Familie, Berufstätigkeit und vor allem mit persönlicher Freiheit, die so im Iran nicht gegeben ist. Sie weiß, ebenso wie Anita Moradi, um die körperliche und seelische Folter, die diejenigen erleiden, die von der Staatsmacht aufgegriffen und festgehalten werden, weiß, dass gerade die jungen Menschen nach solchen Erfahrungen traumatisiert sind.All die Jahre gab es Proteste, sagt sie, aber nie in dem Ausmaß wie derzeit. Dass es jetzt zum massiven Aufbegehren kommt, ist ihrer Meinung nach ein Beweis für all die unterdrückte Wut und Verzweiflung, die in den letzten 30 Jahren kein Ventil fanden. »Die jungen Leute sehen, was in der Welt los ist«, sagt sie. Sie schauen ins Internet, erkennen Benachteiligungen und Ungerechtigkeiten, sind ihrer Einschätzung nach »wach« und möchten brennend Veränderung. Nicht der Wunsch nach einem neuen Helden, wie damals, als Ayatollah Chomeini aufs Schild gehoben wurde, treibe die Menschen diesmal um, sondern der »Wunsch nach Freiheit«. Viele Frauen seien an den Demonstrationen beteiligt, ein Beweis, dass diese trotz aller öffentlichen Repressalien ein Selbstbewusstsein entwickelt hätten.
کی چی شد؟
اگر کوسه ها آدم بودند
برتولد برشت
اگر کوسه ها آدم بودند
دختر کوچولوی صاحبخانه از اقای "کی" پرسید:
اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربان تر می شدند؟
آقای کی گفت: البته! اگر کوسه ها آدم بودند توی دریا برای ماهی ها جعبه های محکمی می ساختند.
همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند.
مواظب بودند که همیشه پر آب باشد.
هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند.
برای آنکه هیچوقت دل ماهی های کوچولو نگیرد
گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا می کردند
چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است.
برای ماهی ها مدرسه می ساختند
و به آنها یاد می دادند که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند.
درس اصلی ماهی ها اخلاق بود.
به آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است
که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند.
به ماهی کوچولو یاد می دادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند
و چه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند.
آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست می آید.
اگر کوسه ها آدم بودند در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت.
از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند.
ته دریا نمایشنامه بروی صحنه می آوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان
شاد و شنگول به دهان کوسه ها شیرجه می رفتند.
همراه نمایش آهنگ های محسورکننده یی هم می نواختند که بی اختیار
ماهی های کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می کشاند.
در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت
که به ماهی ها می آموخت
زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز می شود.
آقای موسوی ....ما در کار شما دخالت نکردیم، لطفأ شما هم به ما خارج کشوری ها دستور ندهید
به دخترم ندا که به فرمان مقام ولایت به حجله خون نشست

اسامی تعدادی از زخمی شدگان سرکوب خونین مردم تهران
بنابه گزارشات رسیده از بیمارستانهای مختلف تهران، در اثر یورشها وحشیانۀ سپاه پاسداران یگانه ویژه لبلاس شخصی ها تعداد زیادی مردم تهران جان باختند و صدها زخمی به بیمارستانهای مختلف تهران منتقل شدند.
اعتراضات گسترده مردم تهران که در مناطق مختلف شروع شده بود با سرکوب خونین سپاه پاسداران و یگان ویژه و لباس شخصیها مواجه شد. سپاه پاسداران مردم را هدف شلیک مسقیم گلوله خود قرار داد. افرادی که جان باختند و یا زخمی شدند اکثرا از ناحیه شکم به بالا هدف گلوله ها و سایر ابزار خود قرار دادند این سرکوب خونین منجر به جان باختن حداقل 30 نفر شده است این آمار از چند بیمارستان گرفته شده است.
تعداد زخمیها به حدی زیاد بود که اورژانس تهران برای انتقال آنها به بیمارستانها ناچار به استفاده از اتوبوسهای شهری شده است. تنها در بیمارستان 1000 تختخوابی(خمینی) بیش از 85 زخمی که مورد اثابت گلوله و چاقو قرار گرفته اند بستری شده اند. وضعیت جسمی 15 نفر از آنها بسیار وخیم می باشد . افراد زخمی شده از ناحیه سر،صورت،سینه و کمر زخمی شده اند.
تعدادی از زخمی شدگانی که به بیمارستان 1000 تختخوابی (خمینی) منتقل شدند کسانی هستند که در محدودی میدان انقلاب،پارک اوستا،جمهوری می باشند.
از طرفی دیگر حراست داشگاه تهران به محض ورود به بیمارستان از آنها عکس برداری میکنند و برای آنها پرونده تشکیل می دهند.
اسامی تعدادی از زخمی شدگان خونین روز گذشته مردم تهران که بدست ما رسیده است به قرار زیر می باشد:
1-سعيد طباطبائي 22 ساله ،گلوله به ناحيه فك اصابت كرده و در نزديكي دانشگاه تهران آسيب ديده
2-مصطفي كاظمي 30 ساله، اصابت گلوله به ناحيه پا در محدوده ايستگاه شادمان آسيب ديده
3-علي جهانگيري 32 ساله، خرد شدن دندانها به علت اصابت باتوم به صورت
4-مرتضي شريفي 28 ساله ،اصابت گلوله به شكم در پارك اوستا مورد اصابت گلوله قرار گرفته
5-محمد رضا پور محمد 37 ساله، اصابت گلوله به كتف بين ميدان انقلاب و آزادي زخمي شده
6-يوسف عبدي 21 ساله ،اصابت گلوله به گردن در خيابان رودكي زخمي شده
7-امير علي بهرامي 16 ساله، اصابت گلوله به شانه درخيابان نواب زخمي شده
8-سميه سعادتي 30 ساله، اصابت گلوله به دست چپ در نزديكي بيمارستان امام زخمي شده
9-حسين زينلي 47 ساله ،اصابت گلوله به پا سر دانشگاه شريف زخمي شده
10ايدا سحري زاده 26 ساله، اصابت گلوله به بازوي چپ در خيابان كاوه زخمي شده
11-ثريا محسني 42 ساله، شكستگي سر به علت اصابت باتوم در خيابان انقلاب زخمي شده
12-سعيد پور قاضي 25 ساله شكستگي سر به علت اصابت باتوم در خيابان توحيد زخمي شده
13-اسماعيل دري 37 ساله اصابت گلوله به پهلوي راست در خيابان خوش زخمي شده
14-صديقه كشفي 40 ساله اصابت گلوله به پا در خيابان اسكندري زخمي شده
15-قاسم زماني فر 33 ساله شكستگي دست در خيابان اسكندري مجروح شده
16-علي رضا شعباني 35 ساله اصابت گلوله به قفسه سينه در خيابان زارع زخمي شده
17-الهه يميني 27 ساله اصابت گلوله به شكم در خيابان كاوه زخمي شده
18-هما جوادي 46 ساله در رفتگي فك به علت اصابت باتوم در كارگر شمالي
19-خسرو خاوري 52 ساله اصابت گلوله به دست در ايستگاه قريب زخمي شده
20-ندا معصومي 31 ساله اصابت باتوم به صورت و شكستگي بيني در خيابان جمهوري زخمي شده
21-علي كهنه پوش 24 ساله اصابت گلوله به صورت در خيابان جمالي نرسيده به ميدان ازادي زخمي شده
22-نريمان داوودي 26 ساله اصابت گلوله به دست در خيابان آزادي زخمي شده
23-ابولفضل جعفري 28 ساله اصابت باتوم به سر و شكستگي سر در خيابان انقلاب زخمي شده
24-علي اكبر همتي 34 ساله اصابت گلوله به پهلو در خيابان قريب
پیکر جانباختگان به بیمارستان بقیه الله سپاه پاسداران منتقل شده اند.
بعد از تهدید ضمنی ولی فقیه رژیم علی خامنه ای به سرکوب خونین مردم در نماز جماعت تهران که منجر به واکنشهای گسترده بین المللی گردید. روز گذشته علی خامنه ای به تهدیدات خود جامه عمل پوشاند و مردم تهران و سایر شهرستانها را به خاک و خون کشاند. این جنایتهای توسط سپاه پاسداران صورت گرفته است که تحت امر ,ولی فقیه علی خامنه ای است. او به عنوان یک جنایتکار باید مورد پیگرد بین المللی قرار گیرد تا جنایت علیه مردم ایران پایان یابد.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، سرکوب خونین مردم ایران که به دستور علی خامنه ای صورت گرفت بعنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند. و از دبیر کل سازمان ملل و مراجع بین المللی برای متوقف کردن سرکوب های خونین علیه مردم بی دفاع استمداد می طلبد.
31 خرداد 1388 برابر با 21 ژون 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
منبع : www.iranpressnews. com
اگر این صدور انقلاب نیست ، پس چیست؟؟
برخی از سیاستمداران امریکایی و بسیاری از سیاستمداران اروپایی در عجبند که چرا حاج سید حسین اوباما صدایش در نمی آید و از کشوری که نماد دمکراسی نامیده شده و مجسمه آزادی را از فرانسه بعنوان قدر دانی دریافت کرده ، هیچ پیام قاطعی علیه خشونت و کشتار عوامل رژیم جمهوری اسلامی در ایران شنیده نمیشود.
پیامها و مصاحبه شنیداری اخیر شاهزاده رضا پهلوی
هم میهنان مبارز عزیزم،
بیانیۀ شاهزاده رضا پهلوی خطاب به ملت مبارز ایران
دوشنبه 25 خرداد 1388
هم میهنان عزیزم،همانطور که پیش بینی میشد رژیم نامقدس حاکم بر مملکت ارزشی برای آرای مردم قائل نیست و در مقابل موج نارضایتی ها که سرچشمه از سی سال خفقان و بی عدالتی رژیم حاکم دارد همچنان گستاخانه برخورد می کند.
تیر اندازی روز دو شنبه در تهران
خبرهای چند روز در یک نگاه
1- تمام راه های ورود به تهران به شدت تحت گشت های امنیتی و گشت های نامحسوس می باشند و ورود تریلر و کامیون و موتور سیکلت ممنوع می باشد . این محدودیت ها به خاطر کنترل ورود منفجره برای ساخت بمب می باشد. تلویزیون شبکه خبر ایران هم زیرنویس راه های مسدود شده را مرتبا اعلام می کند . هیچگونه پستی به تهران ارسال نباید شود و هیچگونه پستی از تهرات به شهرهای دیگر نبایستی ارسال شود . و بازار بسته شده است.
2- تاکنون 8 نفر کشته شده اند . 1 نفر در رشت و 8 نفر در تهران و 18 نفر تیر خورده اند . 50 به بالا زخمی شده اند.
3- پرستارهای رشت استفاء داده اند . به دلیل اینکه افراد زخمی زیادی به بیمارستان آورده میشدند و حال و هوای پرستارها بابت این قضیه ناراحت کننده و غیر قابل تحمل بوده است.
4- تیر های شلیک شده یا ساچمه ای می باشند و ضربه ای محکمی به فرد وارد می کنند . اگر این تیرها به ستون فقرات شلیک شود باعث قطع شدن نخاع میشود و فرد برای همیشه فلج می شود . (هنوز این اتفاق برای کسی پیش نیامده است )
5-پرستارهای بیمارستان رسول اکرم تظاهرات کردند.
6- حملات اینترنتی همچنان ادامه دارد و جنگ اینترنتی بین جناع اصولگرا و اصلاح گرا ادامه دارد و سایت های جمهوری اسلامی هک شده اند . از جمله سایت احمدی نژاد
7-در بیشتر کانال های ماهواره ای همچنان صحبت از ایران و تظاهرات می باشد.
همچنین کانال PMC به موجب نشان دادن اعتراض برنامه پخش نمی کند
همچنین کانال Tv persia فقط آهنگ های سیاسی و و در مورد ایران پخش می کند. از جمله آهنگ های سیاسی داریوش به نام _ دوباره میسازمت وطن
مرتبا" در حال گزارش تظاهرات می باشند.
مهم
2 نکته امنیتی :
2 – عکس و اطلاعات خود را در سایت ها بردارید.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 20:56 توسط ما هستیم - لاهیجان
آدمکشها و جلادان رژیم را شناسایی و معرفی کنید
این قداره بند و چاقوکش را بشناسیدسرگرد پاسدار ، محمد جواد فرحبخش ، پاسدار قرارگاه ثارالله تهران
محل سکونت : تهران - شهرک شهید محلاتی - فاز 3، محله 6 بلوک 17 طبقه سوم ، شماره 162
شماره مبایل : 09121256274
البته اسامی و آدرسها زمانی به اطلاع همه میرسند که از چند منبع متفاوت که در داخل کشور با ما همکاری دارند تأیید شده باشند تا به کسی تهمت زده نشود
خبرهای تظاهرات را براایم ارسال کنید و از این وبلاگ تا زمانیکه فیلتر نیست بعنوان خبر رسانی به یکدیگر استفاده کنید

این شخص را چه کسی میشناسد؟؟
کسی که به سوی هم میهنانمان تیراندازی و تعدادی را کشت
پوزش از غیبت اجباری
بالاخره پس از 8 روز که وبلاگ نازنینان مسدود شده بود ، امروز پس از نامه گوگل دوباره برای فعالیت آزاد اعلام شد. پس از اعتراض طرفداران رژیم به گوگل ، که در این وبلاگ هرزه نویسی انجام میگیرد ، گوگل به من اعلام کرد که اجازه درج مقالات جدید ندارم تا آنها وبلاگ و تمامی مقالات آنرا کنترل کنند.
از آنجاییکه تشخیص داده شد که در هیچ جای این وبلاگ آنگونه که ادعا شده بود ، هرزه نویسی وجود ندارد لذا از من پوزش خواسته و مانعی دیگر برای فعالیتهای من وجود ندارد.
امروز هم موفقیت بزرگ دیگری در شهر آخن داشتیم که با اجازه شما نازنینان تا دو روز دیگر با عکس و ویدیو در وبلاگ قرار خواهم داد.
دو دو تا میشه : حاج سید حسین اوباما!!!!
به تو گفتم یا نگفتم علی سرتق ؟
چقدر به تو گفتم با این دکتر ملکی نگرد این آدم سرش بوی قورمه سبزی می دهد. نگفتم؟ گفتم به جای ملکی برو با تاج زاده و جلایی پور و ... بگرد که بی خطرند.گفتم این ملکی خلاف جریان آب شنا می کند،همه می خواهند در انتخابات شرکت کنند و فراموش کنند که این آقای سبز پوش و دیگران چه نسبتی با کشتار 67 داشته اند آن وقت این پیر مرد فیل اش یاد هندوستان 67 کرده است. نگفتم؟ گفتم با تاج زاده بگرد که می گوید کشته شدگان 67 خودشان خودشان را کشتار کردند.با جلایی پور بگرد که صد ساعت کار ِ کار شناسی کرده و به این نتیجه رسیده که باید سبز پوشید.نگفتم؟گفتم این پیر مرد بیمار را رها کن و بچسب به جبهه مشارکت که برایت هزینه هم نداشته باشد. نگفتم؟اصلا چرا از جبهه مشارکت زدی بیرون؟گفتم همانجا بمان و نان به نرخ روز بخور.آنجا هم می توانی دنیا را داشته باشی و هم آخرت را هم توبره را و هم آخورت را.نگفتم؟ خوب حالا در زندانی؟ به جهنم. روز تولدت در بندی؟ به درک.این پیر مرد هم نگرانت است.از من شماره منزلت را می خواست که نداشتم.تازه این پیرمرد بیمار مگر چه کاری از دستش بر می آید جز نگرانی.سرتق بازی در می آوری این هم می شود نتیجه اش. اگر بیرون بودی می دیدی که ایران چقدر تفاوت کرده با قبل. همه جا رنگ سبز است. احمدی نژاد هم کلی افشا گری کرده. خلاصه اینکه حال همه ی ما خوب است و اگر تو در زندان امنیت نداری ربطی به ما ندارد. ما فعلا همه دنبال سبزی هستیم. من که این روزها اینقدر رنگ سبز دیده ام و آواز خوانده ام کلی شده ام آوازه خوان.
امنیت برای وبلاگ نویسان سیاسی
دقت کنید این نکات را ما با میزان امنیت بالا نوشته ایم که شما حداقل این نکات را رعایت کنید . شاید برایتان سخت باشد همه این نکات را رعایت کنید ولی به مرور زمان برایتان عادی و لذت بخش می شود.
1- هرگز ار سیستم خانگی برای آپدیت و بازدید وبلاگ خود ودر هر زمینه ای سیاسی استفاده نکنید . این کار کاملا شما را ایمن می کند .
2- اگر حتما بایستی از خانه کار های اینترنتی سیاسی خود را انجام دهید . به نکات زیر توجه کنید .
– اگر می توانید از سیستم اینترنت ماهواره ای استفاده کنید.
- سیستم وایرلس کاملا خطرناک می باشد . چون دارای ای پی ثابتی می باشد .
- حتما از نرم افراز مخفی کردن آی پی استفاده کنید.
- حتما از پروکسی و یا همان فیلتر شکن برای مرور کارهای خود استفاده کنید.
- میزان سرعت اینترنت خود را بدانید . و آن را در هنگام کار کنترل کنید . اگر متوجه شدید که بیش از حد سیستم شما اطلاعات ارسال می کند . احتمالا شما در معرض شنود قرار گرفتید . و یا اینکه سیستم شما در حال ردیابی می باشد . ردیابی : منظور موقیعیت جغرافیایی و شماره تلفن . ای پی . مک آدرس . و...
- سعی کنید آنتی ویروس به روز شده ای داشته باشید .
- از برنامه های فایروال و زون آلرم استفاده کنید .
- اگر می توانید از سرور بلاگفا و سرور های ایرانی برای وبلاگ خود استفاده نکنید.
- از سرور های ایرانی برا ی آپلود اطلاعات خود استفاده نکنید .
- به هیچ عنوان با کسی چت نکنید و فقط از طریق قسمت نظریات وبلاگ خود و ای میل خود جواب سوال ها ی بازدیدکنندگان خود را بدهید.
- سعی کنید زمان مشخصی را برای آپدیت کارهایتان استفاده نکنید . و زمان آپدیت به صورت راندوم و اتفاقی باشد.
- اگر میخواهید گزارشی را در وبلاگ خود بنویسید . از کلمات همیشگی و عادت های صحبت خود استفاده نکنید . از کلمات کتابی و عمومی استفاده کنید . زیرا این کار شما باعث ردیابی اجتماعی میشود . و دوستان نزدیک شما می توانند تشخیص بدهند که این جملات و کلمات را چه کسی استفاده می کند .
- اگر در کافی نت آپدیت می کنید . هر دفعه از یک سیستم استفاده نکنید. و مواظب باشید فایل های خود را جا نگزارید و پس از آپدیت آنها را پاک کنید . سعی کنید کافی نتی بروید که شما را نشناسد . از امنیت کافی نت مطلع باشید و مواظب باشید در سیستم های کافی نت نرم افزارهای مانیتورینگ و جاسوسی و کی لاگر ها استفاده نکرده باشند . از رم ریدر برای آپلود و دانلود فایل هاتون استفاده کنید . و هیچ وقت فایل هاتون رو سیستم کافی نت نگزارید . زیرا ممکن است کل هارد آن سیستم با سیستم های دیگر مشترک شده باشد . و در دسترسی برای عموم آزاد باشد . اگر فایل هایتان را در هارد کامپیوتر بگزارید و اطمینان داشته باشید که کاملا آن سیستم امن می باشد . و شما بعد از انجام کار فایل هایتان را پاک کنید . در مواقعی ممکن است مدیر کافی نت به شما مشکوک شده باشد و بخواهد بعد از رفتن شما هارد سیستم را بازیابی اطلاعات انجام دهد و متوجه فایل های مشکوک شما شود . و از هدف های شما اطلاع پیدا کند .
این را بدانید سرور وبگزر ردپای هر چیزی را ثبت می کند. زمانی که در گوگل عبارتی را به عنوان " مرگ بر خامنه ای " را سرچ می کنید . و کاملا اتفاقی وارد یکی از وبلاگ های جمهوری اسلامی میشوید مطمئن باشید سیستم وبگزر ای پی شما را با عنوان کلمه ای که در گوگل سرچ کردید را در خود ذخیره می کند .به عنوان مثال : سیستم 192.168.0.1 با عبارت " مرگ بر خامنه ای " در گوگل سرچ شده است و وارد وبلاگ ما شده است .... و در این حال اگر در سیستم خانگی باشید و این کار را انجام دهید . آن وبلاگ جمهوری اسلامی می داند که شما از سیستم خود این عبارت را سرچ کرده اید و میداند شما یکی از ضد های این رژیم هستید . و در آن لحظه ای پی و مک آدرس سیستم شما در لیست سیاه قرار می گیرد . و این شماره ها در حالت تعقیب قرار میگیرد . اگر مدام شما در حال فعالیت های سیاسی باشید . آنها دست به دستگیری شما می زنند . و لذا اگر از وایرلس استفاده کرده باشید . کاملا مطمئن باشید کار خطرناکی انجام داده اید.
- سعی کنید برای هر وبلاگ و هر سرور آپلودی خود یک پسورد جدا و ترکیبی بگزارید . سعی کنید از کد های اسکی هم استفاده کنید . هر 2 هفته یا 1 ماه پسورد خود را عوض کنید .
به یک نفر مورد اعتماد پسورد خود را بگویید . شاید در زمان بسیار حساس که اگر شما بازداشت شدید او بتواند آن وبلاگ را حذف کند .
- از نرم افزار های ای پی مجازی می توانید استفاده کنید . این نرم افزار ها می توانند ای پی مجازی برای شما درست کنند .
- اگر می توانید از مروگر اپرا استفاده کنید .
- دقت کنید زمانی که در کافی نت و یا سیتم خود وبلاگ های را مرور می کنید و یا آپدیت کردید . ردپای شما در تاریخچه ویندوزو کش مرورگر می ماند و آنها را پاک کنید .
- دقت داشته باشید شما در گوگل زیر چشم ها هستید . سعی کنید فقط در هدف خود فعالیت داشته باشید . و خبر هایی که مربوط به هدف خود نیستند را در وب خود منتشر نکنید . زیرا هم باعث میشود هدف اصلی شما کمرنگ تر دیده شود و هم از نظر سیستمی به شما وصله های دیگری بچسبانند . به عنوان مثال در مورد بمب گزاری ها ومسائل دیگر ..
- حتما از وبگزر در وبلاگ خود استفاده کنید . زیرا باعث میشود ردپای بازدید کنندگان خود را کنترل کنید. ( قسمت آمار وبگزر را رمز دار کنید تا فقط خود این آمار را ببینید. )
- اگر می خواهید قسمت نظریات را هر روز بخوانید و جواب آنها را دهید . می توانید از اینترنت موبایل استفاده کنید .
- شما کسی هستید که وبلاگ می نویسید . پس فعالیت خود را انجام می دهید . لازم نیست دیگر ریسکی را انجام دهید و کسی را به صورت مستقیم به جنبش خود دعوت کنید . همینکه به کار وبلاگ نویسی خود ادامه دهید باعث میشود تعداد بازدید کنندگان شما زیاد شود . و به روزی می رسد که روزی 40 بازدید کننده داشته باشید . و همین کار برای شما یک موفقیت می باشد . و بیشتر از این لازم نیست ریسک انجام دهید و به تبلیغات بیشتری بپردازید .
=== 1- در قسمت تنظیمات گوگل > در مورد گوگل بیشتر بدانید > وب خود را به گوگل بیافزایید == در این قسمت آدرس وبلاگ خود را با عنوان کاملا مشخص بنویسید و آن را به گوگل بیافزایید . با این کار در گوگل ثبت میشوید . 2- قسمت پیوند های روزانه خود را حتما پر کنید . یعنی زمانی که پستی را می فرستید . عنوان و آدرس صفحه پست را در قسمت پیوند های روزانه بیافزایید . این کار باعث می شوید به تکنیک سرچ گوگل کمک کنید . گوگل زمانی که عنوانی را سرچ می کند به قسمت های پیوند های روزانه توجه می کند . زیرا شما با این کار به می فهمانید که این پست مهم می باشد .
- اگر وبلاگ گروهی تشکیل داده اید . دقت کنید مجوز های حذف وبلاگ را به کسی نداده باشید .
- تمام پست های آماده خود را برای یکبار در روز آماده کنید و ارسال کنید . به عنوان مثال ساعت 14:00 پستی دادید . ساعت 18:00 یک پست دیگر . ساعت 21:00 پست دیگر .... بزارید تمام پست ها را در آخرین وقتی که می توانید جمع شود و یکباره ارسال شود . و با این کار شما یکبار بیشتر در روز وبلاگ خود را باز نکرده اید و این بسیار ایمن تر می باشد .
- پست شما هرچقدر هم که مهم باشد لازم نیست ریسک کنید و آن را از خانه ارسال کنید . صبر و تحمل بهترین شیوه در زمینه ای سیاسی می باشد .
- هیچ وقت در زمینه ای سیاست ریسک نکنید . اینو حداقل به وبلاگ نویسان می گویم.
تا اینجا و تا امروز نکات امنیتی را گفتیم . منتظر نکات جدیدتر باشید .
همانطور که گفتیم ما کاملا در سطح بالا این نکات را گفته ایم . شاید با خود بگویید کار ایران نیست این حرکات را انجام دهد . هدف ما این بود که نکات بسیار سخت را بگوییم تا شما در حد پایین آن را هم شده رعایت کنید . و با این کار ایمن شوید . این را بدانید تاکنون وبلاگ نویسان زیادی بازدداشت شده اند و در زندان اوین می باشند .
- اگر تازه وبلاگ نویسی سیاسی را شروع کرده اید . حتما سعی کنید این نکات امنیتی را رعایت کنید . سعی کنید از تجربیات دیگران استفاده کنید . صبر و تحمل زیادی داشته باشید . زیرا معمولا کسی که تازه شروع میکنه دوست داره زودتر صفحه وبش در اولین صفحه گوگل دیده بشه . و ممکن است کارهای بی احتیاطی زیادی انجام دهد .
- اگر کسی به شما پیشنهاد داد که یک کد قالب جدید برای وبلاگ شما دارم هیچ وقت قبول نکنید . هیچ وقت کدی را از کسی قبول نکنید و آن را در وبلاگ خود نگزارید . به نظر من قالب همان سرور سرویس دهنده شما خیلی بهتر و سبک تر می باشد . و حتی لازم نیست از جایی قالب دنلود کنید . اگر می توانید خودتان یک قالب درست کنید .
این چند نکته را برای این مورد گفتم که اخیرا وبلاگ ها سیاسی زیادی هکو یا دیفیس شدند . که یکی از شایع ترین راه ها ارسال کد به عنوان قالب جدید . بیشتر شدن تعداد بازدید کنندگان . کد ساعت بسیار زیبا .. کد پرچم و آهنگ و....
E-mail:korosh_bozorg1920@yahoo.com
با سپاس فراوان از دوستان نازنین از وبلاگ ما هستیم - لاهیجان www.mahastim-lahijan.blogfa.com
اسلام از دیدگاهی دیگر
مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زورچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند
پیوست : توپ مرواری-صادق هدایت
فیلم آخرین مصاحبه های شاهزاده رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی :انتخابات جمهوری اسلامی صحنه گردانی این رژیم وگمراه کردن جامعه جهانی است.
افشای رازی از سفر ۴۲ سال پیش شاه به آلمان
اشپیگل آنلاین به نقل از اداره ویژه حفظ و نگهداری پرونده ها و اسناد سازمان جاسوسی آلمان شرقی سابق گزارش داده که مامور پلیسی که مسبب کشته شدن این دانشجوی آلمانی در هنگام تظاهرات علیه دیدارشاه ایران از آلمان غربی آن زمان بود ، در واقع جاسوس آلمان شرقی بوده است.
روز دوم ژوئن 1967 در تاریخ آلمان بعد از جنگ نقش ویژه ای بازی می کند و هر سال در این روز ، وسایل ارتباط جمعی آلمان و برخی کشورهای اروپائی بویژه فرانسه بطور مشروح به اهمیت آن در شورش های دانشجویی و اجتماعی و جنبش های چپ 1968می پردازند. اما جالب آن است که نقش تاریخی این روز ، با ایران ارتباط دارد .
دیدار خانواده سلطنتی ایران
دراواخر ماه می و اوایل ماه ژوئن 1967 شاه و ملکه سابق ایران (فرح پهلوی) به دعوت رسمی رئیس جمهوری وقت آلمان سرگرم بازدید از این کشور بودند ولی با وجود تلاش ها و پیش بینی های دولت آلمان و برنامه های مهمی که برای این بازدید تدارک دیده شده بود ، موج عظیمی از اعتراض ها و تظاهرات بی سابقه در تاریخ بعد از جنگ آلمان علیه سفر شاه در سراسر این کشور به راه افتاد . در جریان این اعتراض ها ، بویژه محل هائی که برای بازدید شاه ایران در نظر گرفته شده بود تقریبا در تمام موارد ، پیش از ورود وی از طرف تظاهرکنندگان اشغال و محاصره شده و با وجود تلاش پلیس ، برخی دیدارهای شاه سابق ایران تقریبا غیر قابل انجام و یا دست کم مختل شد.
دوم ژوئن و کشته شدن یک دانشجوی مخالف و معترض شاه ایران، بنا بر همه تحقیقات و شواهد، سرآغاز جنبش ها و شورش های بزرگ دانشجوئی 1968 و جنبش های موسوم به " خارج از پارلمان" و سر انجام تشکیل گروههای تروریستی نظیر " بادر ماینهوف" شد که نظام های آزاد اروپا را به ستوه در آورده بودند.
این اعتراض ها و تظاهرات که عموما به وسیله اتحاد سوسیالیستی دانشجویان آلمان و با شرکت فعال کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی تدارک دیده می شد، هر روز اوج بیشتری می گرفت و در بیشتر موارد نیز به خشونت گرائیده و به زد و خورد میان پلیس و تظاهرکنندگان تبدیل می شد.
در روز دوم ژوئن 1967 شاه سرگرم بازدید از برلین غربی بود اما دامنه تظاهرات علیه او هر آن گسترده تر می شد و نیروهای پلیس قادر به کنترل اوضاع نبودند. با این حال شاه با اصرار و نشان دادن سرسختی و خونسردی سعی داشت همه برنامه های خود را اجرا کند . در برلین هنگام ورود زوج سلطنتی ایران به تئاتر، سنگین ترین تظاهرات علیه شاه جریان داشت به طوری که برخلاف معمول، پلیس ناگزیر به تیراندازی شد و در این تیر اندازی یکی از دانشجویان آلمانی بنام " بنو اونه زورگ" هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
کارل هینس کوراس، مامور پلیس برلین غربی که دانشجوی 26 ساله آلمانی به ضرب گلوله او کشته شد بعدها مورد محاکمه قرار گرفت و سر انجام به علت نبودن دلایل کافی تبرئه شد .
رمزگشایی از ماجرا
پس از فرو پاشی دیوار برلین و اتحاد مجدد آلمان اداره ویژه ای برای نگهداری و حفظ پرونده های سازمان جاسوسی آلمان شرقی تشکیل شد. این اداره هر از گاه پرده از روی برخی اسرار و عملیات جاسوسی که در رویدادهای مختلف نقش داشته اند بر می دارد و این بار در آستانه نزدیک شدن سالروز دوم ژوئن ، سرانجام معلوم شد چه دست هائی احتمالا در ایجاد این حادثه تاریخی دست داشتند .
بنا بر اسناد منتشر شده توسط اداره ویژه حفظ و نگهداری پرونده ها و اسناد سازمان جاسوسی آلمان شرقی، اکنون معلوم شده که کارل هینس کوراس مامور پلیس آلمان غربی در آن زمان ، از جمله جاسوسان اشتازی، سازمان جاسوسی آلمان شرقی و عضو حزب کمونیست آن کشور بوده است. با افشای این راز به شایعاتی مبنی بر اینکه ممکن است حتی ماموران ایرانی همراه شاه در ماجرای قتل دانشجوی آلمانی دست داشته اند هم پایان داده شد.
با این حال، دوم ژوئن و کشته شدن یک دانشجوی مخالف و معترض شاه ایران، بنا بر همه تحقیقات و شواهد، سرآغاز جنبش ها و شورش های بزرگ دانشجوئی 1968 و جنبش های موسوم به "خارج از پارلمان" و سر انجام تشکیل گروههای تروریستی نظیر " بادر ماینهوف" شد که نظام های آزاد اروپا را به ستوه آوردند.
خود را با ترازوی انتخابات وزن کنید
در همه جوامع « انتخابات » یک فرصت است . فرصتی که ملت ها از آن بیشترین بهره را می برند تا در راستای برقراری یا نگاهداشت دموکراسی دگرگونی بایسته را پدید آورند . همان دموکراسی که می تواند زمینه ساز رشد و بالندگی جامعه گردد و دستیابی به سطوح بالای توسعه یافتگی را ممکن سازد . سطوحی که نیک بختی و آسایش و رفاه مردمان در گرو رسیدن به آنهاست .
شاهزاده رضا پهلوی :انتخابات ایران صحنه گردانی حکومت این کشور برای گمراه کردن جامعۀ جهانی است
شبه محاکمه رخسانا صابری
...«در اين ميان برخي که متخصص ربط دادن چيز هاي بي ربط به هم هستند، همزماني نامه قبادي و پذيرفته شدن فيلم او در جشنواره کن را نشانه سياسي کاري اين فستيوال و مصداق سو استفاده قبادي از ماجراي رکسانا مي دانند…
جو اب سینمای آزاد. بله آقای عبدالله زاده فستیوال کن آلوده به مقاصد سیاسی است. اگر استدلالهای چند تن انگشت شمار مرتبط با آلودگی این جشنواره به اهداف سیاسی نشانی از بیماری باشد لطفا شما که بحمدالله سلامتی عقلتان به گواهی پزشگان دارالخلافه رسیده است جواب پرت وپلا گویی های مارا بدهید...
• چند دلیل ساده برای اثبات فرصت طلبی قبادی برای جو سازی در کن 2009
1/همزمان با پخش نامه قبادی ،پذیرش فیلمی از قبادی در کن اعلام می شود
2 /در اطلاعیه اولیه مطبوعات حکومتی چنین ادعا می شود که فیلم در بخش اصلی مسابقه است وقتی این دروغ را جا می اندازند بعد معلوم می شود نمایش فیلم در قسمت فرعی است ...
• آش انقدر شور شد که روز اون لاین هم ...
و داروی ضد خشکی پوست رکسانا
شرایطی که بسیاری ازفعالین دانشجویی،قومیت ها،کارگران،زنان و معلمان ایرانی که از پدر و مادری ایرانی متولد شده اند و در ایران زندگی می کنند، نه به اتهاماتی نظیر جاسوسی بلکه به جرم دفاع ازبدیهی ترین حقوق شهروندی خود مدتهاست در زندان به سر می برند وخود و خانواده هایشان تحت انواع فشارهای جسمی و روحی قرار دارند، اساتیدی! چون صادق زیبا کلام که همواره بر این واقعیت ها چشم بسته...
سوم خرداد: روز عشق
24 may
سوم خرداد: روز عشق
نامگذاری میشود
ما هستیم . ما هستیم . ما هستیم
روز عشق بر همگان مبارک باد
با صمیمانه ترین و مهرآمیزترین تبریکات
به تو هموطن نازنینم
و با اوج سپاس
از جناب آقای شهرام همایون
برقرار باد مهر و دوستی در همهء دلها
سعادتمند و رها باد ملت ایران
زنده باد آزادی و برابری
همراه با یک هدیه از
گروه پیمان در ایران
آهنگ برای زنگ موبایل
چون: ما هستیم
با نهایت مهر و احترام
با سپاس از ستاره نازنین از تهران
هستم اگر میروم..........گر نروم نیستم
کانال یک 24 ساعته شد
HotBird 8























